٤ شنبه 90/3/4 هنوز حالت بده- رفتیم دکتر علوی
٤ شنبه ٩٠/٣/٤ شما دیشب حالت بهم خورده بود واسه همین من نمیخواستم امروز برم اداره و میخواستم پیش شما باشم. صبح که رفتیم خونه بابا جواد بهت شیر دادم و خوابیدی. خیلی خسته بودی چون دیشب خوب نخوابیده بودی و همش به خودت میپیچیدی. منم دیدم شما لالا کردی و کاری هم از دست من بر نمیاد بابا جواد هم غر میزد و میگفت برو اداره . خلاصه طبق معمول شما رو گذاشتیم پیش مامان نسرین و رفتیم اداره... عصر هم شما دوباره حالت بهم خورد واسه همین خیلی نگران شدم و زنگ زدم دکتر علوی واست وقت گرفتم. ساعت ١٠ وقتمون داد. عصر من رفتم آرایشگاه شما هم همراه بابایی رفتی خونه بی بی جون تا بی بی واست تخم مرغ بشکونه (نظرت رو بگیره). مثل اینکه اونجا رفتی بغل عمه سکی...
نویسنده :
سارا
10:45


