چطوری شد که خدا به ما یه نی نی داد و چطوری فهمیدم...
19 مرداد سال88 من و بابا حسین و بابا رضا و مامان شایسته و عمو هادی رفتیم مشهد. 19 مرداد سالگرد ازدواج منو بابایی هم هست. اولین باری بود که منو بابایی بعد از ازدواجمون میرفتیم مشهد. خیلی خوش گذشت. زیارت امام رضا که رفتیم 3 تا دعا کردم. 1- دعا کردم خدا یه نی نی گل بهم بده (دقیقا 2 سال بود که ازدواج کرده بودیم و دیگه وقتش بود نی نی دار بشیم هر چند که 2 تاییمون از این مسئله و مسئولیتهای بعدیش نگران بودیم و میترسیدیم.) 2- دعا کردم بابایی بتونه امضا نظام مهندسیش و بگیره 3- دایی محمدرضا بتونه ویزای اینگلیس رو بگیره و واسه درس خوندن بره اونجا.. . از مشهد که برگشتیم در تاریخ ٨٨...



