پارک مادر با همکارهای مامان
شنبه 90/4/18 همکارهای اداره ام قرار گذاشتند شنبه شب بروند پارک مادر . قرار بود ساعت 7.5 اونجا باشند.من و شما هم کارهامون رو کردیم و بابا جواد مارو رسوند اونجا. ساعت 8 رسیدیم ولی بد جنسها هنوز هیچ کدومشون نیومده بودند و تازه ساعت 8.45 یواش یواش پیداشون شد.و تا اون موقع من و شما تو پارک همش واسه خودمون چرخیدیم و قدم زدیم و الاف بودیم... همکارهام که اومدن همشون اول با شما چاق سلامتی کردند چون از روزی که برای زایمان من اومده بودند تا به امروز شما رو ندیده بودند و مشتاق دیدار شما بودند . بعدش رو فرشیهاشون رو پهن و سور و ساط رو ردیف کردند. چایی و کیک و هندونه و تخمه .پیتزا و نوشابه هم که همونجا چند تا از همکارها رفتند خریدن...



