تولد عمو هادی
پنج شنبه 90/9/17 = امروز از صبح مشغول جارو و تر تمیز کردن خونه بودم. شمام طبق معمول آویزون پای من. دم به دم هم شیر میخواستی! حسابی کلافم کرده بودی. آخه چند وقت دیگه تولد منه شاید بخوام واسه 5شنبه آینده (با 1 هفته تعجیل)مهمونی بگیرم تا با تولد آبتین تلاقی پیدا نکنه. امشب, تولد عمو هادی بود.رفتیم خونه بابا بزرگیت تولد گرفتیم و کیک خوردیم. البته شما از موقعی که همه مشغول عکس گرفتن بودن شروع به خوردن کیک کردی (طبق معمول به کمک بابای شرورت ). بابایی از زیر کیک میکند و یواشکی میداد بهت بخوری و زیر کیک رو تقریبا خالی کردین! کادوی تولد: ما و عمو ها و بابا بزرگیت پول رو هم گذاشته بودیم و براش موبایل خریده بودیم. شب عمو علی رفت...



