٥ شنبه ٩٠/٣/١٩ پاره کردن فرم - دست در دست مامان و بابا تاتی تاتی در خیابان
٥ شنبه ٩٠/٣/١٩ دیشب تا آخر شب نشسته بودم و فرمها و مدارک گذرنامه هامون را کامل میکردم . شما هم خیلی خیلی دیشب اذیتم کردی. و یکی از فرمها رو هم گرفتی پاره کردی. منم دعوات کردم. حسابی اعصابم رو خرد کرده بودی..
.(باباییت هم مشغول کارهای خودش بود) 
امروز صبح مامان نسرین همراه بابا جواد رفته بودند دنبال خریدن ارز و کارهای بانکیش واسه رفتن به انگلیس آخه آخر هفته دیگه میره تهزان و واسه ٤ تیر هم بلیط دارن. کارهاشون رو که کردن مامان نسرین اومد خونه ما تا پیش شما باشه و بابا جواد من رو برد تا برم دنبال کارهای تمدید گذرنامه خودم و خودت. گذرنامه باباییت چون عکس نداره موند واسه بعد. صبح چند تا از مدارک رو داده بودم باباییت واسم کپی بزنه که طبق معمول یادش رفته بود و خودم مجبور شدم برم و کپی کنم.و چند نفری از صف عقب افتادم.از ساعت ١٠ که رفتم تا ١.٣٠ معطل شدم. نزدیک ٧٠٠٠٠ تومان هم هزینه هر کدامشان شد. اداره باباییت هم نزدیک بود اومد یه سری بهم زد و واسم بستنی خریده بود آورد خوردم.
آخه من بستنی خیلی دوست دارم ...
ظهر برگشتیم خونه .مامان نسرین و بابا جواد خونمون بودند. ناهاری که مامان درست کرده بود رو خوردیم و اونها رفتند. عصر ٣ تایی کارهامون رو کردیم و رفتیم بیرون دنبال خریدن یخچال واسه شرکت بابایی. یه یخچال ال جی ٣ فوت ١٧٠٠٠٠ تومانی واسه بابایی خریدیم. از ترشی فروشی هم ٢ نوع ترشی انبه خریدیم.
شما هم که کفشاتون پات بود و تو خیابون من وبابایی دستت رو گرفته بودیم و شما تاتی تاتی میکردی.و خوشحال بودی و ذوق میکردی. یخچال بابایی رو بردیم گذاشتیم تو شرکتش. یه کم هم در مورد جای گذاشتن یخچال صحبت و بررسی کردیم. شب هم رفتیم خونه بابا بزرگیت سری زدیم.


٥ شنبه ٩٠/٣/١٩ پاره کردن فرم - دست در دست مامان و بابا تاتی تاتی در خیابان
